واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
478
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
مصادرهء اموال لشكريانى كه به خدمت دشمنان درآمده بودند اختصاص داشته و از اين محل انعامهائى به خدام وفادار و بزرگان و رسولان تأديه مىگرديد . اما راجع به مصادرهء اموال ، بنا به گفتهء گرديزى ، عمرو هميشه « بموقع » و به دليل موجه بدان مبادرت مىورزيد « 1 » . عمرو توجه خاصى به لشكريان داشت و ايشان هر سه ماه يكبار در طى تشريفاتى مواجب [ صله ] دريافت مىداشتند . ابن خلكان و گرديزى « 2 » شرح اين تشريفات و بازديد را ، از سلامى به وام گرفته ، نقل كردهاند . پرداخت مواجب لشكر زير نظر مأمور مخصوصى كه « عارض » ناميده مىشد ، صورت مىگرفت . وى در محل ويژهاى كه مختص اين كار بود جلوس مىكرد . لشكريان به محض استماع صداى دو طبل در آن محل گرد مىآمدند . عارض « بدرهء درم » پيش خويش داشت . « شاگرد عارض دفتر پيش گرفتى » و نامهاى لشكريان را مىخواند . و « نخستين نام عمرو بن ليث برآمدى » ، « عارض او را بنگريستى و حليه و اسب او را و سلاح او را همه سره كردى . . . و بستودى و بپسنديدى » « پس سيصد درم به سختى و اندر كيسه كردى و به دو دادى » « عمرو
--> ( 200 . Culturgeschichte , Bd I , S » ، Kremer ) . نيز ممكن است كه اين كلمه عوايد مزارع جديد باشد ؛ رجوع شود به كلمهء « المستحدثة » ، ( روزن ZVORAO مجلد IV ، ص 135 ) . اين كلمه به معنى ديگر هم استعمال مىشود ( « جوانان » بمثابه واحد نظامى ويژه ، و شايد به همان معنى « غازيان » يا « متطوعه » به ماقبل رجوع شود . ) ( 1 ) - زانپس گرديزى داستانى نقل مىكند كه چگونه عمرو يكى از همرزمان عمدهء خويش را بنام محمد بن بشر به جرايم گوناگون متهم كرد ولى چون محمد منظور مخدوم خود را دريافت و به دادن اموال خويش به خزانه رضا داد - عمرو اتهامات را پس گرفت . ( 2 ) - « متون » ، ص 5 - 4 ( گرديزى ) .